توجه خوانندگان محترم میتوانند برنامه و اساسنامه حزب حیات آزاد کوردستان مصوبه يکمين کنفرانس حزب را در اینجا مطالعه فرمایند...
پيشگفتار سدة بيست و يکم با شاخصهايي نظير پيشرفت علم و فناوري، آگاهي خلقها و توسعه دمکراسي به نقطة عطفي در تاريخ تکامل انسان تبديل گرديده است. شاهد دگرديسي بنياديني در ساختارهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي هستيم. نوع انسان در نتيجه پيشرفت دانش و فناوري ارتباطات، از حوزة کنترل و نظارت مواضع قدرت رهايي يافته و در زمينه ابراز وجود، صاحب تجارب گوناگون گشته است. با عبور از اين آزمونها و در نتيجة ظهور افکار نوين و فراگير در حوزة جستجوي ايدهاي مناسب جهت خوشبختي و رفاه جامعه، فرد و جامعه به لزوم ايجاد تعادل و توازن بين خود پي بردهاند.
بخش نخست سير تکامل اجتماعي و کائوس تمدن جامعه طبيعي، تز آغازين است که انسان موجوديت خود را با اتکا بر آن آغاز نموده است. کلان نيز يک توده و شخصيت است که عاري از طبقه، سلسله مراتب و استثمار ميباشد؛ اتحاديهاي است بر محوريت زنـ مادر كه پيرامون وي شکل گرفته و مفاهيم آزادي و برابري در آن بصورت يک حقيقت تجلي يافته است. با پيشرفت سازماندهي اجتماعي کلان، محوريت زن سبب تعارضاتي با مردان گرديد.
بخش دوم پارادايم "جامعه دمکراتيک ـ اکولوژيک و آزاديخواهي جنسيتي" و کنفدراليسم دمکراتيک خلق به تمامي گروههاي خارج از جامعه فوقاني و اليگارشي دولتي اطلاق گشته که شامل طبقات محروم، گروههاي اتنيکي، فرهنگي، ديني و جنسيتي تحت ستم ميباشد که با شيوههاي گوناگون مورد استثمار قرار گرفتهاند. خلق مفهومي ديناميک و به سرعت متحولشوندهاي است که خارج از دولت باقي مانده و بسته به سطح و قابليت چرخش آن در ميدان فکر و عمل، قادر به ارائه راهحلهاي گوناگوني جهت برونرفت از بحران ميباشد. نظامهاي حاکم كه منبع بحراناند، پتانسيل و قابليت ارائه راهحل را نداشته و بينظمي و کائوس را تشديد ميکنند.
بخش سوم ايران در گذر تاريخ گروههاي آريايينژاد، آغازگر زراعت و دامپروري دوران نوسنگي ميباشند. آنان در سالهاي 10000 تا 6000 ق.م. در دشتها و درههاي مابين رشته کوههاي زاگرسـتوروس ميزيستهاند. درواقع گروههاي عشيرهاي در دورهاي شکل گرفتند که جامعه نوسنگي در هلال حاصلخيز و تحت حاکميت فرهنگ "تلخلف" راه را بر شيوهاي از نهادينگي اجتماعي و توسعه آنها گشود. اين دوره از 6000 تا 4000 ق.م ادامه داشته و بهعنوان دوره ايجاد "سازمانهاي اساسي"، در زمينهسازي براي تمدن سومر نقش اساسي داشته است.
بخش چهارم، کليد تاريخ کرد در جامعه طبيعي ميباشد. حلقه نخستين تاريخ کرد به جامعه طبيعي در عصر نوسنگي و در حدود هزاره دوازدهم ق.م برميگردد. جامعه طبيعي با بهرهگيري از غناي گياهيـ جانوري و شرايط مساعد طبيعي حوزههاي داخلي و خارجي سلسله کوههاي زاگرسـتوروس و دامنههاي آن رشد يافته است. عناصر بنيادين ايدئولوژيکي از قبيل قالبهاي اوليه تفکر، اعتلاي روحي، کسب آگاهي و بينش اجتماعي و دستيابي به مقوله الههها در اين دوره به پيشرفت مهمي دست مييابد.
بـ جنبش مدرن آزاديخواهي خلق کرد در آغاز دهه 1970 وجود و يا عدم وجود خلق کرد به عنوان يکي از کهنترين خلقهاي جهان مورد بحث بود. کردها نه در سيستم سوسياليستي، نه در سيستم سرمايهداري و نه در ميان ساير کشورها جايگاهي نداشتند. هر سه بخش نيز، فاقد برخوردي دال بر جايدادن کردها در درون سيستم خود بودند
جـ وضعيت کنوني کردها در ايران کردها در تاريخ ايران زمين همواره به عنوان يک عنصر اساسي در تحولات نقش شايان توجهي داشتهاند. از دوران ماد به بعد که اقتدار رسمي از دست کردها خارج شد، کردها چه در درون سيستم بروکراسي و چه به عنوان يک نيروي جنگاور قوي اين نقش را ايفا نمودهاند. کردها به سبب تعميق خصائص عشايري ناشي از مقتضيات حفظ خويش، از بروکراسي و مراکز اقتدار دوري جسته و بيشتر، جنگاوري عشاير کرد فاکتور دفاعي اساسي مرزهاي اين سرزمين بوده است.
دـ قيام اسفند 1377، نقطه عطفي در مبارزه نوين شرق کردستان توطئه بينالمللي که خواستار نابودي کامل خلق کرد و جنبش آزاديخواهانه آن بود، با ربودن رهبر خلق کرد و استرداد ايشان به ترکيه، به بحرانيترين نقطه خود رسيد. خلق کرد از يک سو با تکيه بر سطح آگاهي و سازماني كه طي مبارزه سي ساله رهبر آپو كسب كرده بود و از سوي ديگر به دليل وجود پتانسيل انقلابي و ملي نشأتگرفته از تجربيات مبارزاتي خود در شرق کردستان با انجام اعتراضات و قيامهاي گسترده و با حضور خستگيناپذير در صحنه مبارزات آزاديخواهانه، برخلاف انتظار و محاسبات توطئهگران، دستگيري رهبر خود را به ميلادي نوين مبدل ساخت.
بخش پنجم ويژگيهاي تحولات دمکراتيک: الفـ PJAK در راستاي اتحاد و برادري آزاد و داوطلبانه خلقهاي ايران، محدودنمودن و متحولساختن نقش و اختيارات دولت و دمكراتيزه كردن آن در سطح نهادي مديريتي كه جوابگوي خدمات همگاني و حفظ امنيت عمومي جامعه بوده و مظهر اتوريتة عامه باشد، مبارزه مينمايد. همچنين با ارتقاي سطح بينش و سازماندهي دمکراتيک خلق، جهت تحقق دمکراسي راديکال خلقهاي ايران و خودمديريتي دمكراتيك خلق كرد به فعاليت ميپردازد؛ در اين راستا:
بخش ششم اهداف و وظايف تحولات دمکراتيک الفـ جهت ايجاد تحول در ساختارهاي جمهوري اسلامي ايران و رفع سياستهاي فشار و انکار كه مغاير با حقوق و آزاديها ميباشندهمچنين ايجاد "جامعهاي دمکراتيکـ اکولوژيک و آزاديخواهي جنسيتي" در چارچوب ايراني دمکراتيک: 1ـ مبارزه براي محدود نمودن و متحولساختن نقش و اختيارات دولت و رساندن آن به سطح نهادي جهت حفظ امنيت عمومي و خدمات اجتماعي.
اساسنامه حزب بخش نخست: اصول کلي 1 ـ نام سازمان: پارتي ژياني ئازادي کوردستان PJAK (حزب حيات آزاد کردستان). 2 ـ نشان سازمان: زمينهاي مستطيل شکل است كه نيمة بالايي آن سرخرنگ و نيمة پاييني به رنگ سبز ميباشد، در زمينة سرخرنگ آن نيم خورشيدي با 16 اشعه قرار دارد. كلمة PJAK با حروف لاتين در نيمة سبز رنگ به صورت خطي مستقيم با رنگ زرد نوشته شده است.
بخش دوم: عضويت 1 ـ تعريف عضو: عضو حزب کسي است که حداقل 18 سال تمام داشته باشد، برنامه و اساسنامه حزب را پذيرفته و مسئوليت تحقق آنها را بر عهده ميگيرد. 2ـ نوع عضويت: به دو شکل حرفهاي و نيمهحرفهاي ميباشد؛ الف) عضو حرفهاي کسي است که با ارادة آزاد و دمکراتيک خود و با مبنا قراردادن ارادة کلي سازمان به انجام وظايف ميپردازد. همچنين مطابق ضروريات کلي مبارزه در عملي ساختن اصول تاکتيکي به طور سيستماتيک در يکي از ارگانهاي حزب فعاليت ميکند.
بخش سوم: ساختار سازماني الف) بالاترين ارگان تصميمگيري حزب, کنگره است. کنگره حزب هر سه سال يکبار با مشارکت حداقل دو سوم نمايندگان منتخب, برگزار ميشود. ب) کنگره با تصميم دو سوم اعضاي مجلس حزب و يا با درخواست يک سوم اعضاي حزب يا يك سوم اعضاي کنگره با موافقت رياست حزب ميتواند به صورت فوقالعاده برگزار شود.
بخش چهارم: نظام سازماندهي كنفدرال جامعه سازماندهي جامعه دموكراتيك، نظامي است كه در راستاي احياي اراده، هويت و ارزشهاي اجتماعي خارج از دولت شكل ميگيرد. اين مدل تمامي حوزههاي اجتماعي و اقشار و گروهها را دربر ميگيرد. در راستاي ايجاد زمينههاي مشاركت آنها بهصورت مستقيم به سازماندهي خلق ميپردازد. از طريق كمون كه كوچكترين واحد آن در روستاهاست و مجالس بخش، شهر و ايالت مكانيسمهاي مشاركت آزادانه خلق را تضمين مينمايد.