سالهاست كه با وجود سياستهاي مليگرايانه و سركوبگرانهي نظام جمهوري اسلامي، خلقهاي مختلف ايران در صحنهي مبارزات آزاديخواهانه حضور فعال دارند. خلق عرب اهواز نيز همواره با اين سياستهاي شوونيستي دولت، رويارو بوده و متحمل بزرگترين ستمها گرديده است. سركوب اعتراضات و خيزشهاي خلق عرب اهواز در سال 2005 نمونهاي از برخورد غيردموكراتيك دولت ايران در قبال اين خلق است. همچنين تداوم اعدامها و احكام زندان براي فعالين سياسي و فرهنگي عرب، فضاي امنيتي حاكم بر اهواز را بازتاب ميدهد. ما بهعنوان حزب حيات آزاد كوردستان(پژاك) در سالگرد اعتراضات پانزدهم آوريل 2005 خلق عرب اهواز، ياد همهي مبارزين و قيامكنندگان عرب اهوازي كه جان خود را در راه آزادي
یکی از پایه های اساسی سیاست خارجی جمهوری ترکیه در طی دو سه دههی اخیر همواره مسئلهی کورد و چگونگی از میان بردن و امحای خط مشی مقاومت به پیشاهنگی حزب کارگران کوردستان و رهبریت ایدئولوژیکـ سیاسی «عبدالله اوجالان» بوده است. ماشین دیپلماسی ترکیه جهتش به هر کجا که باشد، هدفش حداقل برای کوردها مشخص و محرز است و کوردها میدانند که رانندهی این ماشین حاضر است جهت به زیر گرفتن آنها همه نوع امتیازی به دیگر کشورها و به خصوص اربابان غربی و آمریکاییاش بدهد. البته دغدغهی وارثان عثمانی بهویژه
گذار از امپراتوري به دولتـ ملت و آغاز تكملتسازي | بخش چهارم سياست سياست پديدهاي متأثر از سازمانهاي سياسي و نيروهاي اجتماعي قلمداد ميشود. مطالعات موردي و تجربي جامعه، تحليل بنيادهاي اجتماعي سياست و ارتباط پيچيدهي ميان عملكرد دولت، سازمانهاي سياسي و ساختارهاي اجتماعي، از سوي جامعهشناسي سياسي مطرح شدهاند. اما از ديدگاه تكبُعدي، تنها دولت را محور بحث قرار دادهاند. آنها ميگويند نحوهي بازسازي موارد معضلدار بايستي از سوي دولت بررسي گردد. اين نظامها نفعي براي جامعه نداشته چون جامعه را فاقد خرد پنداشته و خويش در مورد آن تصميمگيري ميكنند. اين نظامها هنگام مواجهه با بحران مشروعيت، نهادهاي
گذار از امپراتوري به دولتـ ملت و آغاز تكملتسازي | بخش سوم جريان مشروطه نقش بسيار مهمي را در مبارزه با استبداد سلطنتي ايفا كرد اما نميتوان بُعد تاريخي مشروطه را مدنظر قرار نداد و آنرا به افرادي همچون ستارخان، باقرخان، اميركبير و مصدق فروكاهيد. اين افراد نقش قابلتوجهي در اين امر داشتهاند اما آنها از پيشزمينهي تاريخي جدال براي آزادي خلقهاي ايران در برهههاي مختلف تاريخي نيرو و الهام گرفتند. اگر مشروطه را متعلق به دورهاي زماني صرف و متعلق به افراد خاصي نماييم، نميتوان ميان آن با اكنون و آينده رابطه برقرار سازيم. از طرف ديگر گويي مبارزهي آزاديخواهي در ميان جامعهي ايران وجود نداشته و با مشروطيت كه مفاهيم و ساختارش از غرب وارد شده، آغاز شده است. از اين رو پيشينهي تاريخي مبارزهي صدها سالهي خلقهاي ايران را با اين نوع نگرش انکار خواهيم کرد. بدون شك كسي منكر تأثير افكار بر همديگر و جنبش جامعهاي بر جوامع ديگر نميشود. اما همهچيز را نبايد در آن ديد. اين نگاهي اوريانتاليستي است كه منشأ تمامي دستاوردهاي جوامع شرق و ايراني را اروپا ميداند. آنها مشروطه را با جريان دموكراسيخواهي اروپايي يكي ميدانند. پس ميگويند هدف از مشروطه همسو نمودن ارزشها، روابط اجتماعي، زيرساختهاي اداري و اقتصادي با اروپا است. ميگويند بايستي انديشهها و آرمانهايمان را كنار نهيم و مدل غربي را جايگزين آن نماييم. حال آنكه مشروطه يك جنبش سياسي، اخلاقي و فرهنگي
گذار از امپراتوري به دولتـ ملت و آغاز تكملتسازي | بخش دوم هر دو حكومت پهلوي و اسلامي در ايران استبداد را به اوج رساندند. براي نمونه از ديد يكي حجاب داشتن جرم است و براي ديگري بيحجابي. هردو نيز با چماق و سركوب براي زنان ايران در اين زمينه اجراي تصميم نمودند. نه مدرنيتهاي اجباري و استبدادي و نه اسلامي سياسي و قدرتمحور، ربطي به دموكراسي، آزادي و انسانيت ندارند. هيچكدام از آنها نميتوانند سر جامعه شيره بمالند و خود را دموكراتيك و خيرخواه بخوانند. نقطهي مشترك و مهم اتحادشان عليرغم جنگ و
پژاك در 53 پرسش | بخش دوم و پایانی 31ـ هر كدام از احزاب كورد بخشي از كوردستان و منطقهي خاصي را بسيار مورد توجه قرار داده و نوعي اهميت ويژه براي آن قائل هستند. شما كدام منطقه و بخش كوردستان را با نگاهي خاص نظاره كرده و بدان اهميت ميدهيد؟ ديدگاه ما يك ديدگاه ملي و دموكراتيك است. نه يكپارچگي ملت كورد و نه اصل دموكراسي هيچكدام با منطقهگرايي سازگار نيست. پژاك سازماندهي تمام
پژاك در 53 پرسش | بخش نخست 1ـ در سالگرد تأسيس پژاك قرار داريم. بهعنوان شروع بحث ابتدا به اين مسئله بپردازيم كه پژاك از نقطهنظرهاي مختلفي تعريف و ارزيابي شده است؛ خود شما اگر بخواهيد بهطور خيلي خلاصه پژاك را تعريف كنيد آن را چطور بيان ميكنيد؟ در ايران و زير سلطهي نظام جمهوري اسلامي هيچ امكاني براي زندگي باقي نمانده است. مداخلات ابرقدرتهاي جهاني نيز جز تشديد بحران، راهحلي به ارمغان نياورده است. جامعه در نوعي وضعيت بدتر از مرگ دستوپا ميزند. فشارهاي اقتصادي، بيكاري، فساد اخلاقي، تبعيضها و ستمهاي جنسيتي و ملي، خودباختگي فرهنگي، كاهشيابي سطح زندگي افراد به رفتارهاي غريزي و سودپرستانه، مرگ معنوي، سرگرداني و آشفتگي فكري، اعتياد، خودكشي و صدها مورد ديگر بيداد ميكنند. در برابر اينهمه معضل اجتماعي، پژاك يك راهحل است. يك منبع اميد است. يك شيوهي زندگي جديد است. ظهور تازهي يك اراده است كه تسليم اين شرايط مرگبار نميشود. هر فرد يا ملتي كه در ايران بهسر ميبرد اينك با دو گزينه روبهروست: قبول تسليميت محض در برابر شرايط موجود يا مبارزهي بيامان براي زندگي شرافتمندانه و آزاد. يا بايد تن به فرومايگي، بيهويتي و خودباختگي داد يا تا سرحد مرگ براي آزادي و ارزشهاي انساني مبارزه كرد. بيهوده خود را فريب ندهيم: راه ديگري وجود ندارد. در چنين وضعيتي پژاك، پايانيست بر دورهي شوم تسليميتها. پژاك، رد تمام بردگيهاي عقيدتي، فكري، سياسي و هويتي است. پژاك، خودآگاهي شرق كوردستان و اصرار بر پاكنمودن خويش از تمامي آلودگيها و بردگيهاست. پژاك، حركت ارادهمند، جدي و متداوم يك خلق بهسوي زندگي آزاد است. 2ـ سالروز تأسيس پژاك مصادف با 4 آوريل روز ميلاد رهبر آپوست. آيا انتخاب چنين روزي براي تأسيس پژاك دليل ويژهاي دارد؟ خلق شرق كوردستان درك عميقي از شخصيت ......